خرید بک لینک
باز سکوت و تنهایی من ، باز سرگردانی در شهر زیبای خاطره ها ، امشب آغوش بگشای که از یاد رفته به میهمانی پاکی و صلابتت می آید تا شاید لحظه ای در رویای با تو بودن آرام گیرد . چشمانم را می بندم ، گوشهایم را می گیرم ، در اوج لذت در کوچه های پر پیچ و خم خاطره ها پرسه می زنم و بر هر کوی و برزنی نام و نشانی می پرسم و بس . در بن بست زمان بر سنگفرش کوچه ی آدمها تنها رد پایی از تو بر جای مانده و شاید یادگاری بر دیوارهای آلوده شهر ، دیگررفیقی نیست تا این شب سرد را به

برچسب: نویسنده: یوسف قربانی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 20:55

صفحه بندی